عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
9
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
خوانين و ضابطان و رعايا از اطراف آن آبادى براى ديدن حاكم مىآمدهاند . مخصوصا زنها براى ديدن حاكم بىتابى عجيبى نشان مىدادهاند . به قول مؤلف « كيل » ( مأخوذ از زبان محلى ) مىكشيدهاند ( ص 120 ) . از تفننات عمدهء فرمانفرما ، درين راه دراز شكار بود ، خواه شكار جرگه و خواه به تنهايى . در آن بيابانها كه از مراكز زندگى آهوست طبق عدد شمارى كه از آهوهاى شكارشده بهدست داده دويست و شصت آهو دررفت و برگشت توسط او و همسفرانش كشته مىشوند « 1 » . درّاج و جيرفتى دو نوع پرندهاى است كه به دست او و همراهانش شكار مىشدهاند . يك بار نوشته است كه يكصد دراج شكار كرده بودهاند ( ص 67 ) . بخشى از مطالب مسافرتنامه به مسائل نظامى اختصاص دارد مانند توصيف و وضع قلعههاى بم ( بطور مفصل ص 47 تا 52 ) ، بمپور ( ص 129 ) ، فهرج يا ناصريه ( مشروح و مفصل ص 135 تا 141 ) ، نصرتآباد ( ص 211 ) و ذكر وضع خزاين اسلحهء قلعهء بم به جزئيات ( از قبيل تفنگ ، فشنگ ، باروط ، شرپنل ( ص 50 ) ، گرناد ( ص 50 ) « 2 » و معرفى محلهايى كه عبور دادن توپ ( ص 37 ) از آنجاها موانع دارد . پس مشهودست كه يكى از مقاصد او درين سفر شناختن موقع جنگى و دفاعى بلوچستان مىبوده است . از خصائص مسافرتنامهء فرمانفرما ضبط و ثبت اطلاعات محلى است مانند اينكه كجا معدن هست ( ص 35 ) ، چه كسانى ارباب حرف و صنايع و اعيان و علما هر آبادى معتبر بودهاند ، مقدار آب و نوع محصول ( حنا - كولك - شلتوك و جز آنها ) و تعداد قنوات و وضع كشت و طرز گاوبندى و تعداد جمعيت آن مكانها چه بوده است . از آمدن برف در بم ( ص 78 ) ياد كرده است . نام گياهان بيابانى كه چارپايان مىخورند و درختان ميوه از قبيل هلوى كاردى ( به همين اصطلاح صفحهء 225 ) ، پستى و بلندى راهها و بيابانها مانند وضع ريگ ( ص 123 ) از دقايق مسطورات اين مسافرتنامه است . نمونهها از رفتار عبد الحسين ميرزا 6 از رفتارش با مردم خاطى چند نمونه به تفاريق ضبط شده است . آنها را نقل مىكنم . در مورد ماليات ندادن اهالى بشاگرد ( و به تعبير او شرارت آنها ) مىنويسد : « و ليكن احكام مبنى بر نويد و تهديد سابقا و لاحقا به كدخدا و كلانتر و عموم ريشسفيدان بشاگرد نوشتهام . . . كه چندى تأمل كنند . . . ولى مقصودم تخويف و تهديد آنهاست ، و حتى الامكان اسباب خرابى و تفريق رعيت را البته فراهم نخواهم كرد و مدارا خواهم نمود » . ( از كلمهء « و تفريق » به خط فرمانفرما الحاق شده است ) . ( ص 29 ) . جاى ديگر در مورد ماليات بشاگرد نوشته است : « هرگاه برحسب تعهدات خود رفتار كرده ماليات خود را پرداختند نعم المطلوب و الا از بلوچستان دستور العمل ثانوى به آنها خواهم نوشت و اگر هم لازم
--> ( 1 ) - يك بار چهل و يك ( ص 286 ) و يك بار سى و پنج ( ص 408 ) آهو شكار كرده بودند ، و دفعات ديگر به تعدادهاى متفاوت . جمعا ذكر شكارهاى نوزده روز را درين مسافرتنامه آورده است . ( 2 ) - چون يك صفحه حاوى اسامى اين قبيل ذخاير درست خواندهشدنى نيست براى اطمينان عكس آن صفحه چاپ شده است .